بازی سازی (قسمت اول) : مزیت ها و سختی ها

از آن جا که حس کردم در رابطه با گیم تجربه ای هر چند اندک دارم تصمیم گرفتم سلسله مطالبی برای این موضوع را در این جا بگذارم. به خصوص این که در وب فارسی عموما کمتر به این صنعت پرداخته شده است.

هدف من از نوشتن این مطلب ساختن یک big picture برای شما برای نگاه به مقوله بازی سازی خواهد بود. تا بتوانید از این big picture برای پیشبرد هدفتان و نگاه به پدیده ای به اسم بازی سازی کمک بگیرید.

از ویژگی های کلی بازی سازی شروع می کنم.

۱- قبل از هر چیز باید بدانید بازی سازی یکی از سخت ترین فضاهای کاری است. حتی اگر هم پول خوبی داشته باشد اگر علاقه نداشته باشید آن قدر سختی از آن خواهید کشید که خیر پول آن را می زنید. پس ویژگی اول بازی سازی سخت طاقت فرصای آن است.

۲-ویژگی دوم آن این است که از جهات مختلف شما را درگیر می کند. . زمینه هایی که باید آن ها را فراگیرید بسیار زیادند. و این از شما یک مرد جنگی تمام عیار می سازد. اگر بخواهم خلاصه بگویم این زمینه ها UI و UX ، برنامه نویسی موازی ، design pattern و تست نویسی ، شبکه در سرور و کلاینت و حتی در صورت پیشرفت بازی زمینه هایی مثل AI و DeepLearning هم به این ها اضافه خواهند شد. فکر نمی کنم زمینه ای در علم کامپیوتر باشد که در بازی سازی نقش نداشته باشد. به طور کلی شالوده ی تمامی این زمینه ها برای طراحی یک بازی خوب به کار گرفته می شود.

۳-ویژگی سوم این که یک ریسک است.عموما پدیده هایی که با بازار مستقیم در ارتباطند شامل این مورد می شوند و بازی هم از آن ها استثنا نیست. بگذارید با یک مثال توضیح دهم. یک ویژگی مهم درس های دانشگاه و پروژه های دانشگاهی این است که اگر شما تلاش کنید به احتمال بسیار زیاد موفق می شوید. مثلا اگر به رباتیک علاقه مند باشید و برای رسیدن به هدفتان بجنگید با احتمال بسیار بسیار زیادی موفق می شوید. یا مثلا اگر درس بخوانید معدل بالایی خواهید داشت.اما بازی سازی این گونه نیست. ممکن است شما تمام تلاش خود را بکنید و نتیجه کار خود را هم به صورت یک بازی قابل ارائه ببینید اما این به هیچ عنوان ضمانت نمی کند که شما موفق می شوید. یعنی پارامتر های دخیل در موفقیت بازی شما فراتر از تلاش شماست.

۴- ویژگی چهارم و مهم این است که بازی سازی فقط دانش فنی نیست. ترکیب دانش فنی ، هنر و اقتصاد است. اگر در یک زمینه قوی باشید اما در سایر زمینه ها ضعیف نتیجه ای نخواهید دید.

۵- ویژگی پنجم این کار این است که نیاز به روحیه کارگروهی دارد. شما نمی توانید به تنهایی اقدام کنید. نیاز به دوستان همفکر دارید و باید اصول کارگروهی را بدانید. باید بتوانید یک سال تمام با یک هم گروهی باشید نوع این گروه ها با گروه های دانشگاه خیلی فاصله دارد. در گروه های دانشگاه عموما هدف گروه کاملا واضح است هدف گرفتن نمره است و هدف کمرنگ نمی شود به همین جهت اصلا نیازی به مدیر ندارد اما گروه شما برای این گونه فعالیت ها نیاز به انگیزه مضاعف دارند. فرق دیگرشان هم این است که در گروه های دانشگاه هدف یادگیری یک مطلب واضح است اما در این گروه ها هدف پوشاندن نقایص فردی است یعنی کاری که می کنید با هم فرق دارد و این گونه نیست که با هم روی یک چیز ثابت کار کنید.

۶- ویژگی بعدی که می خواهم به آن بپردازم این است که یک پدیده تجربی است. به همین دلیل اصلا نباید اولین کارتان را یک کار خیلی جدی انتخاب کنید و نباید از شکست بترسید. شکست به شما می گوید که چه اشتباه هایی کرده اید که نباید آن ها را تکرار کنید نه این که به شما بگوید شما مرد این کار نیستید و بی خیال شوید.

***سخن آخر : ناامید نشدن در این زمینه کلید پیروزی است. فراموش نکنید که هر قدر که بازی سازی سخت است نتیجه موفقیت آن هم بسیار بزرگ است. لذتی که شما از حضور در کنار پروژه خودتان می برید قابل قیاس با هیچ چیز دیگر نیست. شما بعد از مدتی خود را غرق شده در آن می بینید و حتی از شکست خوردن لذت خواهید برد.

 

این ویژگی ها را گفتم تا اگر حس می کنید به این زمینه علاقه مند هستید از تجربه حداقلی من برای این که به این زمینه بیایید یا نه استفاده کنید. در این مقاله ویژگی های کلی پدیده بازی سازی را گفتم و این که چگونه بازی سازی را شروع کنیم و چه مطالبی را باید یاد بگیریم موضوع متن بعدی خواهد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *