بازی سازی (قسمت دوم) : الفبای بازی سازی

الفبای بازی سازی :

در متن قبلی درباره مزایا و مشکلات بازی سازی گفتم اکنون می خواهم به طور دقیق تر به این موضوع بپردازم. بازی سازی در دهه اخیر در صدر درامدهای جهان برآمده است. در حدی که در بین پردرامدهای اندروید یکی دو تا فقط برنامه هستند و بقیه بازی اند. هر چند بسیاری از برنامه ها تعداد دانلود آن ها از بازی ها بیشتر است اما کاربران درون بازی خیلی راحت تر خرج می کنند.

به طور کلی بازی سازان در چهار دسته جای می گیرد.
۱- Technology
۲- Game Design
۳- Art
۴- Business
هر کدام از این دسته ها به تخصص مخصوص به خود نیاز دارند و فقط با همکاری همه موارد فوق یک محصول موفق ظاهر می شود. هر کس هم ادعا می کند که مهم ترین عضو است. افراد برنامه نویس ادعا می کنند کار اصلی را آن ها کرده اند. آرتیست ها می گویند هیچ کس یک بازی بدون گرافیک را نگاه نمی کند و… . اما اگر واقع گرا باشیم تمام این موارد در شکل دهی به یک محصول عالی به ما کمک می کنند. به طور کلی ما که برنامه نویس هستیم اولین جایی که برای خود می یابیم همان قسمت technology است. اکنون به تشریح هر مورد می پردازم.

۱- تکنولوژی : در کشور ما هنوز انسان های شریفی حضور دارند که به بازی به چشم انیمیشن سازی نگاه می کنند. هنوز اصلا با تجارتی به اسم صنعت گیم آشنایی ندارند. می گویند high-tech نیست. بعد زدن سایت را high-tech می دانند. خلاصه به عنوان یک برنامه نویس این افراد را جدی نگیرید. این که در بحث برنامه نویسی چه کارهایی باید بکنیم و چه چیزهایی باید یاد بگیریم که برای شروع مناسب باشد خود موضوع مقاله های بعدی خواهد بود.

۲- گیم دیزاین : گیم دیزاین یک لایه بالاتر از تکنولوژی است. مهارت مهمی است و کاملا اکتسابی است. و درضمن یادگیری آن تجربه محور و زمان بر است. معمولا برای شروع کار در این عرصه لازم نیست همه مفاهیم آن را بدانید همین که تقلید هم کنید برای شروع خوب است اما برای ادامه به هیچ وجه.

۳- آرت : پیدا کردن آرتیست از سخت ترین کارهای یک برنامه نویس است. نمی دانم گفتن این مطلب خوب است یا نه اما معمولا آرتیست ها یک نوع خاصی هستند به ندرت کاری را با هدف سهم انجام می دهند و معمولا کارشان پروژه ای است. یک کار انجام می دهند و پول می گیرند. فاز آرتیستی هم اکثرا بر آن ها حاکم است. گاهی عاشق بازی شما می شوند. ساعت ها وقت می گذارند ولی هفته بعد از آن زده می شوند و می روند. خلاصه معمولا باید با هزینه مالی آرتیست پیدا کنید.مثل برنامه نویسی و هر پدیده دیگری آرتیست ها هم حرفه ای و غیرحرفه دارند. معمولا آرتیست ها گرافیست نیز هستند اما ممکن است مجبور باشید یک نفر را به عنوان گرافیست هم به جمعتان اضافه کنید. ( لطفا این متن را به آرتیست ها ندهید D: )

۴- تجارت : آخرین لایه از طراحی یک بازی قسمت business است که شامل بازاریابی و مشتری مداری و … است. علم مهمی است که آن هم اکتسابی است. اصلا اهمیت این قسمت را نادیده نگیرید کار نکردن در این زمینه نتیجه اش چیزی جز شکست نیست. یک استاد بزرگ می گفت در فرایند تولید یک بازی در گروه کوچک باید در هفته های اول ۸۰% وقت خود را روی محصول و ۲۰% روی بیزینس آن بگذارید و هر چه به پایان کار نزدیک می شوید باید این نسبت برعکس شود به طوری که در پایان کار شما ۲۰% روی محصول و ۸۰% روی بازاریابی و … آن کار می کنید. نکته مهم business که درآن نهفته است مدیریت است. مدیریت شرط بردن است. هر گروه هم معمولا یک مدیر دارد. لطفا این نکته را بدانید که مدیر معمولا از لحاظ سهام و منافع فرق چندانی با سایر اعضا ندارد. اما دردسر های خاص خودش و خوبی های خاص خودش را هم دارد. درک این نکته برای کارگروهی ضروری است.

در متن های بعدی به صورت دقیق تر درباره منابع پیشرفت در هر کدام از این موارد خواهم گفت. هم چنین این که برای شروع چه باید بکنیم.

معمولا اولین بازی شما از تمام سطوح بالا فقط tech را دارد و اگر مثل ما بدشانس باشید پروژه های اولتان شکست خواهد بود. فکر می کنم متن زیرنیز از کتاب the art of game design بیانگر این موضوع است.

 

“You must build the game, play it yourself, and let others play it. When it doesn’t satisfy (and it won’t), you must change it. And change it. And change it again, dozens of times, until you have created a game that people actually enjoy playing. When you have been through this a few times, then you will start to understand what game design is. There’s a saying among game designers: “Your first ten games will suck—so get them out of the way fast.”

The Art Of Game Design : Jesse Schell

 

در نوشته های بعدی به طور دقیق تر وارد مقوله های مختلف بالا خواهیم شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *